تبليغاتX
ارتباطات بین فرهنگی

      


زبان شکل دهنده درک ما از جهان خارج است . نظام های فکری ما تحت تأثیر زبان اجتماع ما می باشد به طوری که زبان حصول در جامعه اندیشه ما را در مورد واقعیت شکل می دهد و اندیشه و قدرت حاصل شده از زبان ، در آفرینش زبانی تأثیر خواهند گذاشت .( قنبری، 1385)

 دربحث ارتباط میان زنان ومردان، دبورا تانن1 زبان شناس می گوید (( کلمات متفاوت، دنیای متفاوت))اهداف ارتباط و قوانین آن بین زنان متفاوت ازاهداف و قوانین ارتباط میان مردان است. کرامارائه2 نتیجه می گیرد :(( مفید خواهد بود اگر حداقل به گونه ای مشروط بگوییم که مردان و زنان ، دو گروه زبانی متفاوت را تشکیل می دهند .

زنان ومردان در ارتباطات همواره از زبان به انحای گوناگون بهره می گیرند  وهمین تفاوت در بهره گُیری متفاوت، زبان آنها از یکدیگر متمایز می سازد (ساموورا،  ای پورتر  و ریچارد  واستفانی،۱۳۷۹ )

دوستی و ارتباط در بین زنان بیشتر براساس کلام صورت می گیرد . زنان یاد می گیرند که حامی دوست خود باشند ، زنان در حین صحبت حقوق دیگران مثل رعایت نوبت صحبت اجازه صحبت دادن به دیگران و قبول محتوای گفتاری دیگران را رعایت می کنند .

 مضمون صحبت های آنان سرشار از همکاری و تعاون است ، آنها با تبادل اطلاعات و اسرار می توانند روابط نزدیک خود را با دیگران حفظ کنند .

 روابط بین زنان بر اساس رئیس و مرئوس نیست چون پذیرفتن نقش ریاست باعث می شود تا روابط برابری بین آنها مختل شود .

زنان یاد می گیرند که چگونه بدون آنکه نقش ریاست داشته باشند ازعهده اداره کارها برآیند به هنگام منازعات عادی ، خواست ها و اعتراضات خود را از طرف جمع مطرح می کنند و به آنها جنبه شخصی و فردی نمی دهند .
در دنیای مردان گفتار دارای سه نقش اساسی است .
1- استفاده از گفتار برای بیان موضع غالب در گروه.

2- جلب و حفظ گروه با استفاده مناسب از گفتار .

3- تأکید بر موجودیت خود

 مردان برای تسلط بر دیگران از جملات دستوری زیادی استفاده می کنند ، به دیگران القاب مضحک می دهند ،دیگران را تهدید می کنند، در قبال دستور و تسلط دیگران مقاومت می کنند تجربه و اطلاعات خود را به رخ دیگران می کشند و دیگران را تحقیرمی کنند  مردان برای جلب و حفظ گروه از خاطره گویی ، قصه سرایی ، لطیفه گویی استفاده می کنند .

 

تفاوت های گفتاری بین مردان و زنان
تعداد واژگان مربوط به رنگ زن ها بیشتر از مردهاست مثلاً رنگهایی از قبیل موشی ، فیلی ، نخودی ، ماشی و عدسی در بین مردان اصلاً کاربرد ندارد .

زنان  از کلماتی که در آنها نوعی همدردی وجود دارد، بیشتر استفاده می کنند . زنان برای تأکید گفتار خود بیشتر از قسم خوردن استفاده می کنند .

 همچنین بر خلاف نظر غالب اثبات شده است که مردها دو برابر زنها صحبت می کنند .

 

موضوعات صحبت و  تفاوت میان  زنان و مردان

موضوع صحبت بین مردان  مربوط به کار ، سیاست ، مسائل مربوط به قانون و مالیات و ورزش است . در حالی که زنان راجع به مشکلات زندگی اجتماعی صحبت می کنند . همچنین درباره خودشان ، احساساتشان و وابستگی هایشان با دیگران و خانه و خانواده حرف می زنند . هر گاه طرفین صحبت زن و مرد باشند این مردان هستند که ابتکار صحبت را در دست می گیرند و در نقش انسان داناتر ظاهر می شوند و از تعارض و رقابت کمتری بر خوردار می شوند و زنان با به کار گیری ژست ها و حالت هایی در مقام تأیید حرف ها و گفته های آنها بر می آیند .

مردان به خود اجازه می دهند تا صحبت زن ها را قطع کنند ولی زنان کمتر این کار را می کنند . تعداد پرسش های زنان در صحبت به نسبت مردها بیشتر است . از نظر زن ها پرسیدن سؤال جنبه تشویق به ادامه مکالمه دارد و مردها با سؤال کردن واقعاً قصد پاسخ یابی دارند .
در میان مردان هنگام صحبت کردن چالش وبحث فراوانی وجود دارد.
مردان از مکانیزم بهتری برای کنترل صحبت برای به بیراهه نرفتن بهره مندند.
آنها قادر به توسعه مباحث ، اختتام آنها ، پیش کشیدن مبحث جدید و نتیجه گیری هستند. مردها نظرات خود را صریح تر بیان می کنند در حالی که زن ها کلی تر و پوشیده تر حرف می زنند .


خصوصیات ارتباط کلامی در مورد  زنان  

زنان ارتباط کلامی را بهترین راه برای برقراری وحفظ رابطه با دیگران به حساب می آید.   وود، هفت خصوصیت ارتباط کلامی زنان را شناسایی کرد که به تماس ها ، حمایت ، صمیمیت و  تفاهم کمک  می کنند.

برابری یکی از خصوصیات ارتباط کلامی زنان  است.  زنان با همگن کردن تجربیات به قرینگی و برابری می رسند . 

ابراز حمایت و پشتیبانی نسبت به دیگران  مشخصه گفتارزنان است

گفتار زنان با حفظ ارتباط و گفت وگو شناخته می شود. بدین معنا که زنان  تلاش می کنند با وادارکردن دیگران به صحبت یا توضیح وطرح موضوعاتی برای دیگران ، گفت و گو را برقرار نگه دارند .

حاضرجوابی از دیگرخصوصیات مکالمات زنان است. رفتار اجتماعی زنان معمولا آنان را وادار می کند تا نگران دیگران باشند وبه آنها احساس ارزشمند بودن را بدهند .

مشخصه دیگرگفت وگوی زنان سبک شخصی وملموس است. صمیمیت بین افراد با استفاده ازجزئیات، افشای اسرارشخصی، ماجراها واستدلال ملموس  حاصل می شود.

 احتیاط به عنوان یکی ازخصوصیات ارتباط کلامی زنان شناخته شده است.

این خصیصه های ارتباط زنان در تضاد  کامل با  خصایص ارتباط مردان قرار دارند.

(ساموورا، ای پورتر  و استفانی،  ۱۳۷۹)


خصوصیات ارتباط کلامی در مورد مردان

 برای بیشتر مردان، هدف اولیه ازارتباط، نظارت داشتن، حفظ استقلال وبهبود موقعیت فردی است .

 وود پنج  خصوصیت  را برای گفت و گوی مردان بیان می کند:

اول آنکه  آن بر یک  فعالیت  ابزاری تاکید دارد و احساسات را قبول ندارند.  این معمولا  شامل تلاش های حل مسئله ، جمع آوری اطلاعات و راه حل های پیشنهادی است . محتوا و نه احساسات ، مورد تاکید است .

دوم اینکه این روش بیانگر برتری جویی وبه دنبال نظارت کردن است. برخلاف لطیفه های مربوط به زیاده گویی زنان، مردان معمولا در گفت و گوها برتری دارند. آنها بیشتر وهربارمدت بیشتری صحبت می کنند . آنها مکالمه را در جهت منافع خود تغییر جهت می دهند  و برای کنترل  کردن یا رد کردن، بحث را قطع می کنند .

 سوم مردان خود رابه شیوه های خیالی توصیف می کنند. زبانی که به کار می برند  قدرتمندانه  و صریح است و از ارتباط احتیاط آمیز ، چندان استفاده  نمی کنند .

چهارم اینکه  مردان تمایل دارند  که از الفاظ انتزاعی که عمومی هستند و ازتجربیات  فردی گرفته شده است استفاده کنند.

 بالاخره  مکالمه ی مردان  تمایلی به پاسخگو بودن  ندارد، همدردی، تفاهم و افشاء اسرار خود به ندرت رخ می دهد زیرا قوانین گفن وگوی مردان حکم می کند که این پاسخ ها فروتنانه اند ، و انسان را شکست پذیر می کنند (ساموورا،  ، ای پورتر و  استفانی، ۱۳۷۹)             

 

 در ادامه  این مطلب که به تفاوت های به کارگیری زبان در میا ن زنان و مردان اشاره داشت سعی شده به معرفی چند کتاب در این زمینه پرداخته شود .   

 

Women, Men and Language:A Sociolinguistic Account of Gender Differences in Language

Jennifer Coates

 

 

 این کتاب معرفی  ضروری از زمینه  های اصلی  زبان و جنسیت است .  در این کتاب به طوری اجمالی پیش زمینه ای  تاریخی وخلاصه ای از  تحقیقات اخیر در این زمینه  ارائه  شده  و  دانشجویان را  با موضوعات اصلی به همراه به کارگیری روشی روشن و ساده آشنا  می سازد . در این کتاب سعی شده  رویکردهای متفاوت زنان ومردان  در به کارگیری زبان مطرح شود و تفاوت به کارگیری زبان میان زنان و مردان درزندگی روزمره  و تعاملات  روزمره  بررسی شود .  این کتاب  هم چنین  تحقیقات زبانی – اجتماعی  که  در جستجوی  مباحث دستوری و صوتی  هستند را در بر می گیرد همانطور که به  جنبه های از محاورات  نظیر  تعارفات و  ناسزا گویی ها توجه دارد. هم چنین دراین نوشتار سعی شده به  استفاده در حال  رشد از واژگان توسط گویندگان جوان نیز توجه شود .

 

Language and Gender: A Reader

Jennifer Coates

 Language and Gender: A Reader

 

در این کتاب که مجموعه مقالاتی  پیرامون موضوع جنسیت و زبان است سعی شده  مسائل جنسیتی در بافت زبانی- اجتماعی بررسی شود

در این مجموعه مقالات معانی و مسائلی که درپس زمینه به کار گیری زبان  پنهان شده آشکار می گردد و این مسئله  در خصوص زنان پرنگ تر است .

 

 

Language and Gender (Cambridge Textbooks in Linguistics)

Penelope Eckert, Sally Mcconnell-ginet

 

 

این کتاب  درآمدی در باب مطالعه رابطه میان جنسیت و به کارگیری زبان است  که توسط دو فرد متخصص در این زمنیه نگاشته شده است.  این کتاب موضوعاتی اصلی همراه با  مباحثی روشن پیرامون  جنسیت و  منابعی که  سیستم زبان شناختی برای ساختار معنای اجتماعی  تعیین میکند را دربر می گیرد. در این کتاب هم چنین رابطه میان زبان و زندگی اجتماعی  مورد توجه قرار گرفته است .

 

 

The Myth of Mars and Venus: Do Men and Women Really Speak Different Languages?

 

Deborah Cameron

 

 

 

در این کتاب به نحوه های گوناگون اجتماعی شدن دختران وپسران طی دوران کودکی خود و راه های گوناگون به کارگیری زبان در طی این دوره اشاره شده است. دراین کتاب به تفاوت به کارگیری زبان توسط زنان و مردان  و هم چنین جایگاه هر یک در جامعه و نقش های اجتماعی این دو و تاثیر آن بر نحوه به کارگیری زبان توجه شده است .  دراین کتاب سعی شده به تفاوت های زبان شناختی  که میان زنان و مردان وجود دارد  و از ساختار  و معنای فردی و هویت ناشی شده است توجه شود .  

 

 

منابع

 قنبری ، محمد 1385 زبان شناسی  و جنسیت ، قابل دسترسی در  مجله اینترنتی فصل نو

ساموورا، لاری . ا . ، ای پورتر .ریچارد  و لیزا استفانی 1379  ارتباط بین فرهنگ ها ، ترجمه غلامرضا  کیانی و اکبر  میرحسینی  اصفهان :  انتشارات باز       

 

                                                                                             



1 Deboreh Tanen

2 kramarao

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در سوم تیر 1387 و ساعت 20:34 |
 

           

 

یکی از مباحث مهم در ارتباطات بین فرهنگی توجه به قوانین و نظام های  حقوقی است . این مسئله که آیا با وجود تنوعات  فرهنگی میتوان از قوانین مشترک حرف زد و یا حداقل رسیدن به وفاقی جمعی در این زمینه  را انتظار داشت همواره  مورد بحث بوده است . در این نوشتار سعی خواهد شد یکی از مسائل حقوقی که در قوانین کشورها به انحاء گوناگون بدان نگریسته می شود  و قوانین  گوناگونی در مورد آن موجود است بررسی گردد .

 مسئله سقط جنین  که هم می توان آن را موضوعی حقوقی و هم مسئله ای با  پایه و اساس فرهنگی، پزشکی و اخلاقی دانست همواره محل بحث دربسیاری از مجامع حقوقی بوده است . سقط جنین ، مورد مطالعه حقوق پزشکی است. این پدیده که به منزله پدیده ای اجتماعی نمود می یابد،به جرات می توان گفت قدمتی به طول حیات بشر دارد و همواره از مناظر مختلف فلسفی،اخلاقی،پزشکی،حقوقی و...مطمح نظر جامعه انسانی بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در نهم خرداد 1387 و ساعت 0:33 |

                                             مرد مرده

 

                       روایت سفری با قطار، اسب و قایق  

 

 

           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:13 |

:From human ability to ethical principle

 An intercultural

perspective on

autonomy

                                by

                                                          Ingrid Hanssen       

                      E-mail: Ingrid.Hanssen@ldh.no            

 

  

 

از توانایی انسان تا اصل اخلاقی : چشم اندازی بین فرهنگی  در مورد  خودمختاری

 

توجه مقاله دررابطه یا یک تحقیق تجربی در مورد چالشهای اخلاقی در مراقبت های سلامتی بین فرهنگی، معطوف به خود مختاری و افشا  می باشد که در پرتو فلسفه و مردم شناسی مورد بحث قرار گرفته است .  اگر حق بیماران برای داشتن خودمختاری و مشارکت در درمان و تصمیمات مراقبتی توسط مراقبین سلامت  به عنوان اجبار در مشارکت  تفسیر گردد عواقب آن برای بیمار چه می باشد؟ وادار نمودن فرد به اتخاذ  گزینه های  مستقل درمورد کسی که  از نظر اجتماعی – فرهنگی برای انجام چنین کاری آماده نشده است  می تواند  یکپارچگی وی را مختل سازد . این عمل ممکن است به نوبه خود احترام، یکپارچگی و ارزش انسانی را که به اصل خودمختاری  بر اساس آن معنا  می شود به خطر اندازد و دراین صورت، می تواند به هر رابطه اعتمادی که امکان دارد میان بیمار و مراقب سلامتی وی وجود داشته باشد  خدشه وارد سازد . بین خودمختاری و افشا ضرورتا  ارتباطی وجوددارد  افشا به شیوه غربی  می تواند ارتباط میان بیماران و مراقبین سلامت  را دشوار و حتی بی اعتماد سازد و مواجهه با بیماری که  تشخیص بسیار جدی  در مورد  وی صورت گرفته ، میتواند  نه تنها  بهعنوان یک  عمل عاری از نزاکت  ، بلکه  کاری غیر قابل بخشش تلقی گردد . ازاین رو در میان  بسیاری از گروه های نژادی ، وظیفه محافظت بیماران  از اخبار بد و یا ناراحت کننده ،مثلا تشخیص سرطان به عهده  یک از اعضا خانواده  وی گذاشته می شود .  اگر از یک عضو خانوداه  برای تفسیر مطلب  درچنین شرایطی استفاده شود  ، آیا اطلاعات داده شده  با اطلاعات  منتقل شده توسط آن مفسر یکسان خواهد بود؟ هرچند  احترام  به خودمختاری فرد بخشی  از احترام  به وی محسوب می گردد ، اما احترام شخص ، به فرد  مورد نظر  نباید  منوط به  توانایی یا استعداد  او در انجام عمل  به صورت خودمختارانه باشد .

 

 کلید واژگان :  خودمختاری ، فرهنگ ، افشا،  فرد گرایی در مقابل جمع گرایی و احترام     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:0 |
                   

 

                 university  Education/Teaching - Cartoon image for proofing use only, unauthorised reproduction prohibited.             

                                  

اخلاق حرفه ای شاخه ای جدید ازعلم است که سعی دارد به مسایل اخلاقی حرف گوناگون بپردازند و این باراز زاویه ای دیگر، حرف و مشاغل گوناگون را مورد توجه قرار دهد. با رشد وگسترش مشاغل گوناگون و ارتباط گسترده ای که این حرف با انسانها و طبیعت دارند همواره این مسئله مورد توجه بوده است که انسان وطبیعت ،اخلاقیات و مسایل انسانی  درپرتوساختارهای قاعده مند و استوارسازمانی که اهمیتی به ظرافت های معنوی وروحی نمی دهند،  چه جایگاهی در سلسله مراتب سازمانی و شغلی خواهند داشت؟  یکی از دغدغه های  عمده در سازمانهاو نهادهای جامعه  و مشاغل گوناگون چگونگي ايجاد بسترهاي مناسب بـراي  بهره مندی  از عوامل انساني شاغل در تمام حرفه هاست تا آنها با حس مسئوليت و تعهد كامل به مسايل در جامعه  و حرفه خود به كار بپردازند و اصول اخلاقي حاكم بر شغل و حرفه خود را رعايت كنند.

اخلاق حرفه ای سعی دارد به این جنبه در مشاغل و حرفه ها بپردازد و منطق آهنین حاکم  بر ساختارها را با موضوعاتی انسانی پاسخ دهد.  در هر حرفه ای رفتار و تعهدات مربوط به  آن  وجوددارد که كه برگرفته از اساسنامه آن حرفه است . حرفه هاي مختلف برحسب ميزان حساسيت و وظيفه اي كه در خدمت به جامعه دارند داراي معيارهاي اخلاقي متفاوت مي باشند، معيارهاي اخلاقي اصول مشترك خصوصيت ارزشها و صلاحيتهايي را مشخص مي كنند كه اعضاي يك سازمان را به هم پيوند مي دهد. در واقع معيارهاي اخلاقي چارچوبي را براي ارزشها، اصول و مسئوليتها و حقوق سازمانهاي غيردولتي ارائه مي دهد. به عبارت ديگر معيارهاي اخلاقي به ما مي گويد سازمانهاي غيردولتي چه سازمانهايي هستند، چه بايد انجام بدهند، چه نوع تصميماتــــي مي بايست در اين سازمانها اتخاذ شود؟ معيارهاي اخلاقي همچون نقشه هاي راهنمايي هستند كه به اعضاء يك سازمان كمك مي كنند تا نقشهاي خود را به روشني و وضوح كاملي ايفاء نمايند. اين معيارها برگرفته از فرهنگ بومي - فرهنگ مدني روز و بخصوص در كشور ما متاثر از دين است. صرف نظر از اينكه اخلاق  هم به جنبه مثبت و هم به جنبه منفي آن اطلاق مي شود. كلمه اخلاق  به آن دسته از صفات مثبت كه با هنجارهاي جامعه همخواني دارند اطلاق مي شود. اصولاً اخلاق منفصل از موضوعات مادي بوده و بعد معنوي طبقات مشاغل را كه داراي اهداف و منافـــع مشترك هستند دربر مي گيرد و امروز به اين  نوع اخلاق اخلاق حرفه ای میگویند.

                                     

                                       

اخلاق دانشگاهی نیز که مسئله اصلی این  نوشتاراست زیرشاخه ای ازاخلاق حرفه ای محسوب می شود. اخلاق دانشگاهی ، اصولی جهانی است که سعی دارد مسایل اخلاقی را در یکی از مهمترین و انسان سازترین  نهادهای جامعه نهادینه سازد و بی شک دانشگاه به عنوان کانون علم آموزی و اندیشه  نه تنها باید درپرورش انسانهایی آگاه قدم بردارد بلکه قواعدحاکم براین نهاد نیزباید طبق ارزشهای انسانی مسیری منطقی را بپیماید. انسان اندیشمند و آگاه، بدون اخلاق مسلما راه به جایی نخواهد برد و بی اخلاقی دانشمند، علم او را زایل و بیهوده خواهد کرد . اصول اخلاقی حاکم بر جامعه دانشگاهی باید بر پایه ارزشهایی باشد که علم را در کنار انسانیت ارج نهد.

                             

  در ادامه ی این مطلب با اشاراتی کوتاه به اخلاق و تعاریف گوناگون آن سعی خواهد شد به ضرورت وجود اخلاق حرفه ای دردانشگاهها و اخلاق دانشگاهی توجه شود .

 

اخلاق     

   

                                                 

                               

اخلاق درلغت به معنای خلق و خو وباطن و سرشت خوب است و مقصود ازعلم اخلاق (Ethics یا morality) آن دسته از اصول و قواعد و آگاهی‌هایی است كه به رفتار خوب و بد، شایسته و ناشایسته، درست و غلط مربوط است. در یونان قدیم نیز واژه ethos، به معنای آداب و رسوم و عرف اجتماع به كار می‌رفت. سیسرون نیز moralis را به معنای رفتار خوب وبد، شایست و ناشایست دانست كه واژه‌های morals و morality بعدا از روی آن ساخته شدند. همچنین گاهی ethics به معنای فلسفه اخلاق (moral philosophy) به كار می‌رود كه برخی محققان میان آنها تمایزهایی قائل شده‌اند، مثلاهگل معتقد است كه morality به معنایی كه كانت، سقراط و اخلاق مسیحی به كار گرفته‌اند، به شخص اخلاقی مربوط است درحالی كه منظورازethics زندگی هماهنگ و بدون اجبار با دیگران است و وجه اجتماعی اخلاق را در نظر دارد، از سوی دیگر هابرماس به تبعیت از جان راولز تعریفی دقیقا برعكس هگل اتخاذ می‌كند، یعنی ethics را مربوط به اخلاق فردی و morality را جهت اخلاق جمعی به كار می‌بندد( پایا ، ۱۳۸۶)

 

 دانشگاه و ضرورت اخلاق حرفه ای

درآستانه ورود به هزاره ی سوم، نهاد دانشگاه و آموزش عالی نظیرسایر نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، برای مقابله ی خردمندانه با چالش ها ونیازهای پیش رو، به استقبال نوعی تجدیدحیات وتغییرات گسترده ومتنوع دراهداف، وظایف وکارکردها رفته است. یکی از مهمترین  جنبه های این تغییر درسطح جهانی، تجدید نظردربرنامه ریزی آموزش عالی ونهاد دانشگاه و تبیین رابطه ی میان آموزش عالی با فرهنگ و جامعه و نیازهای جدید جامعه است. این رهیافت جهانی، نمایانگر آن است که مطالعات فرهنگی واجتماعی و اقتصادی، نقش کلیدی و راهبردی  در توسعه ی آموزش عالی و جامعه خواهد داشت ( وبر، گاردند و بلاسی ، 1380 ).

دانشگاه به مثابه  یک نهاد فرهنگی  و اجتماعی ، به موازات  تغییرات اجتماعی و محیطی ، علاوه بر مساله یابی و پاسخگویی به مسایل  و چالش های متنوع فرهنگی و اجتماعی جامعه  که از آن  انتظار می رود، خود ،  با مسائل و چالشهای فرهنگی و اجتماعی خاصی روبه رو بوده است. روشن است که اعتبار دانشگاه  و حفظ شان و جایگاه  دیرین این نهاد ملی ، در انجام درست کارکردهایش  و در نتیجه  ، پاسخ گویی علمی  به مسائل و انتظارات  مختلف علمی ، فرهنگی  و اجتماعی نهفته است  (پایا، 1385 ).

 

در جهان امروزتنوع وگوناگونی انتظارات ازدانشگاه روزبه روز درحال افزایش است . دانشگاه های جدید، به انقیاد درآوردن آینده، تسلط بررویدادها و توانمند سازی جامعه برای روبه رو شدن با ناشناخته ها  را رسالت خود تلقی می کنند، هم چنین کشف و دسته بندی و تحلیل مسائل اجتماعی و ارائه راه حل  برای توسعه  و رفاه جامعه را در دستور کار قرار داده اند(ذاکرصالحی، 1382 ).

 دانشگاه علاوه برتولید وانتقال دانش به حفظ وارتقای میراث فرهنگی و معنوی جامعه  به عنوان یک کارکرد و رسالت  می نگرد. درکنار این نقش ها، این نهاد آخرین حلقه ازمراحل جامعه پذیری تلقی می شود که مشارکت  اجتماعی در بالاترین سطوح رابه  جوانان می آموزد  دانشگاه  هم چنان که کانون دانش تخصصی و نوآوری است  کانون  فرهیختگی ، حکمت و اخلاق  نیز هست .

دانشگاهی ایده آل است که به تولید وبازتولید فرهنگی بپردازد. بازتولید فرهنگی عبارت است ازاستمرارو تداوم میراث فرهنگی به نسلهای جدیدی که از پی هم می آیند و تولید فرهنگی عبارت است تولید مفاهیم و آرمان ها و به طور کامل تر تولید ایده هایی که افکارعمومی جوامع مدرن یا در حال ورود به مدرنیته را سامان داده و زمینه های نظم اجتماعی را فراهم  می کند. تولید کنندگان  این ایده ها  را روشنفکران تشکیل می دهند و نهاد این امررا دانشگاه  می نامیم ( امین اسماعیلی  و خلیلی 1381 ).

                      university  Education/Teaching - Cartoon image for proofing use only, unauthorised reproduction prohibited.

 با برشمردن کارکردهایی که  از یک نهاد دانشگاهی ایده آل مد نظر است باید به این مساله توجه شود که آیا  در یک محیط دانشگاهی که در بالا از آن به عنوان نهادعلم ، حکمت و اخلاق یاد شد،  منطقی برای بهره مندی از هنجارهای برقراری روابطی اخلاقی وجود دارد آیا منطق  حاکم بردانشگاه بدون بهره مندی از اخلاق  و هنجارهای اخلاقی  می تواند همواره منطقی عملی باشد. آیا با چشم پوشی کردن از اصول اخلاقی و صرف انتقال دانش و حتی تولید علم می توان به داشتن نهادی  کارآمد امیدوار بود.

دراین میان آنچه ازاهمیتی ویژه برخوردارآن است که در دانشگاه استاد و دانشجوهمواره با منطق انسانی است، که در ارتباطند و بدون در نظر گرفتن اصول انسانی، اصلا آموزش و تعلیم وعلم آموزی صورت نخواهد گرفت. هم چنین  اگر به روابط میان اساتید با یکدیگر توجه شود و اگر دوباره ازمنطق اخلاقی صرف نظر کنیم ، منطقا تولید علم ، اجماع وهم اندیشی درفرایند تولید علم و دانش به وقوع نخواهد پیوست و با کنار گذاشتن  منطق های  اخلاقی،  در نهایت  آنچه تولید خواهد شد پیامدی مخرب برای انسان و جامعه خواهد  داشت زیرا بر پایه اصولی غیر اخلاقی و غیر انسانی شکل گرفته است . 

فرد دانشگاهی چه در مقام استادو چه در مقام دانشجو همواره باید از اصولی اخلاقی پیروی نماید تا فرایند تولیددانش و فراگرد انتقال دانش به درستی انجام شود .  فرد دانشگاهی در مقام استاد همواره باید برمبنای صداقت، دقت، وجدان کاری و ایجاد حس اعتماد   به فعالیت بپردازد  و او باید نقد پذیر بوده  وخود را خدای مطلق در رشته تخصصی خود نپندارد . احترام به دانشجو و آرای او همواره باید در مرکز توجه یک معلم / استادباشد . مسلما در فرایند آموختن ، انتقال بخشی از دانسته ها و نه تمام آنچه  وی بدان آگاه است(کم کاری)  بر پایه اصولی اخلاقی نخواهد بود. یک استاد هم چنین باید به دانشجویان خود به عنوان بخشی ازجامعه بنگردو آموختن را همواره مسولیتی اجتماعی تلقی نماید.

                      student Education/Teaching - Cartoon image for proofing use only, unauthorised reproduction prohibited.

                     

در محیط دانشگاهی اساتید نیز در روابط با یکدیگر باید از اصولی اخلاقی پیروی  نمایند. همکاری، هم اندیشی، انطباق ، کمک های فکری، آگاه نمودن  دیگری از تحقیق و یا یافته پژوهشی جدید ، رقابتی سالم و نه حسادتی کورکورانه ، توجه به آرای هم و احترام حتی به نظری مخالف و مواردی از این دست همواره نه تنها به بهبود روابط میان اساتید کمک خواهد کرد  بلکه حتی پیشرفت علمی جامعه دانشگاهی، رشد علم و گسترش این فرایند  را نیزسرعت خواهد بخشید. 

در زمینه  انتشار مطالب علمی اعم از کتاب ، مقاله و نشریات دانشگاهی باید به مسایلی نظیر سرقت علمی ، حق مالكیت معنوی  که در مقوله سوء رفتار علم(misconduct) می گنجد توجه کرد .

ازسوی دیگر فرد دانشگاهی به عنوان یك روشنفكر با‌ این مسائل روبه‌روست: مسوولیت در برابر حیطه عمومی، مسوولیت در مقابل صاحبان قدرت، مسوولیت در مقام مدیر، احراز مسوولیت بدون صلاحیت، در ارتباط با همكاران و حفظ حقوق‌ ایشان، توجه به دانشجویان و نیاز آنها، حفظ تراز علمی ‌در عین داشتن مسوولیت، آمادگی شجاعانه برای تحولات در اعمال و رویه‌های غیرمتعارف، برقراری توازن میان حفظ استانداردهای علمی‌.

آنچه در نهایت باید بدان توجه شود این است که اگر در سایر محیط ها و درسایر حرف  ومشاغل تا حدودی میتوان از اصولی اخلاقی چشم پوشی کرد امادر نهاد دانشگاه  به عنوان محیطی واسط و حد فاصل میان روشنفکرو جامعه نمی توان از اخلاق و اصول انسانی حاکم برآن  صرف نظر  نمود. دانشگاه به عنوان نهادی که به تولید علم می پردازد و درتربیت  افرادی که درآینده وارد جامعه و محیط های سازمانی و ساختارهای نهادی اصلی جامعه می شوند همواره باید توجه به اصولی اخلاقی رادر مرتبه اول اهمیت  قرار دهد  تا بدین وسیله در تربیت جامعه  نیز کارآمد باشد.

 

منابع

 

امین اسماعیلی، حمید واسماعیل خلیلی ،1381،آسیب شناسی فرهنگی دانشگاه های ایران  تهران : دفتر مطالعات  و برنامه ریزی  فرهنگی ، اجتماعی  معاونت  فرهنگی و اجتماعی  وزارت  علوم  ، تحقیقات و فناوری

 

 پایا ، علی، 1385، دانشگاه ، تفکر علمی ، نوآوری و حیطه عمومی ، تهران : پژوهشکده  مطالعات فرهنگی و اجتماعی

 

پایا ، علی، ۱۳۸۶،مسوولیت و صلاحیت ،قابل دسترسی در سایت آینده نگر

 ذاکر صالحی، غلامرضا  1382 ،دانشگاه، جامعه وفرهنگ؛ گزارش شورای فرهنگی و اجتماعی   تهران : وزارت  علوم ، تحقیقات و فناوری  معاونت  فرهنگی اجتماعی

  وبر، لوک .، گاردنر، دیوید. و پائولو بلاسی  1380  دانشگاه، رسالت  وارزشها  ، ترجمه  مهدی عباسی ،  تهران : دفتر مطالعت و برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی            

 

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:54 |

                           

 

 

 کنفرانس  اسلام و رسانه   از ۲۰ تا ۲۵  جولای  2008 در استکهلم برگزار می شود  

 این کنفرانس  که به همت  بخش" اسلام و رسانه"  موسسه IAMCR  برگزا ر خواهد شد بخشی از کنفرانس رسانه ها و شکاف جهانی است .

 هدف اصلی از برگزاری این کنفرانس  تدارک محلی برای اجماع محققین است تا  مسائل گوناگون مربوط به رسانه  را در محدوده چشم اندازی اسلامی مورد بررسی قرار دهند. شکاف دیجیتالی و مسلمانان : چالش ها و فرصت ها عنوان اصلی است که  درزیر مجموعه رسانه ها و شکاف جهانی قرار دارد .

 

 زمینه های اصلی مباحث در کنفرانس بدین شرح است :

 

 تصویر اسلام و مسلمانان دراینترنت

تاثیر دیجیتالی شدن بر سیاستهای رسانه ای در جهان اسلام

دیجیتالی شدن و اثر آن بر جوامع ، فرهنگ و  ارزشهای  خانوادگی  اسلامی

 شکاف دیجیتالی  و گفت و گوی تمدن ها

شکاف دیجیتالی و مسایل اخلاقی در سیاست ها وتدابیر رسانه ای

 دموکراسی وشکاف دیجیتال

بهره گیری ازاینترنت  به منظور بهبود فهم از اسلام

شکاف دیجیتالی و حقوق بشر

شکاف دیجیتالی و فهم جنگ ، تضاد ، تروریسم  و حل تضاد

بنیادگرایی مذهبی و اینترنت 

 

 عناوین  برخی از  مقالات پذیرفته شده در این کنفرانس به شرح زیر است :  

 

 

Conflicting narrative on Islam, Muslim women, and identity

 

Daniel M. Ahadi, PhD Student & Research Associate, School of Communication, Simon Fraser University K9671-8888 University Drive, Burnaby, BC, Canada V5A 1S6, E-mail: sahadi@sfu.ca

 

Iraqi stereotypes in the American culture: The case of video games and films

Ahmed K. Al-Rawi, Assistant Professor, Faculty of Humanities and Social Sciences

Sohar University, Sultanate of Oman; E-mail:

 al-rawi@soharuni.edu.om

 

 

 

Digital divides and the dialogue between Islam and the West: Challenges and opportunities

Mohamed Kirat, Head, Department of Public Relations, College of Communication, University of Sharjah, P.O. Box 27272, Sharjah, United Arab Emirates ; E-mail: mokirat@sharjah.ac.ae

 

 

Types of communicative actions in Islam chat-rooms

Mehdi Mohsenian Rad, Faculty of Communication and Culture, University of Imam Sadiq, Tehran, Iran; E-mail: mohsenianrad@yahoo.com

 

Hyper-fundamentalism? Market-mediated Islam from the halal website to the Islamic bank

Nabil Echchaibi, Assistant Professor at the School of Journalism and Mass Communication, University of Colorado-Boulder

E-mail: Nabil.echchaibi@colorado.edu

 

Effects of Islamist Media on the Mainstream Press in Egypt

Carola Richter, Teaching and Research Assistant, Department for Media and Communication Studies- International and Intercultural Communication  Erfurt University, Nordhaeuser Str. 63, 99089 Erfurt, Germany; Email: carola.richter@uni-erfurt.de

 

 

Knowledge society as a pathway to sustainable development. An Arab-Islamic cultural perspective

Muhammad Ayish, College of Communication, University of Sharjah, P. O. Box 27272, Sharjah, UAE.

E-mail: miaysh@sharjah.ac.ae

 

Reconstructing the enemy: September 11th and terrorism in the US press Sandhya Bhattacharya, Randolph College, United Kingdom Sandhya Bhattacharya, Assistant Professor, Randolph College, 5 Glasfryn Court, Roxeth Hill, Harrow on the Hill, HA2 0LD, United Kingdom; Email address: ssb149@gmail.com

 

 

 

The emblems of encounters? Islam-Europe relations in a grinder of visual culture – discourses, simulations and myths behind

Katarzyna Płaneta, Uppsala University, Sweden; E-mail: katarzyna.planeta@dis.uu.se

 

 

Conceptualising the accommodation of difference in online discourses on Iran’s future

Maximillian Hanska-Ahy, M. Sc./Ph. D. Candidate, Department of Media & Communication, London School of Economics, United Kingdom; Email address: m.t.hanska-ahy@lse.ac.uk

 

 

 

The democratic potentials of the Islamic theory of public sphere versus the legal frameworks of politics and media in Arab States

Basyouni Hamada Professor of Communication, Cairo University & Acting Dean, Faculty of Mass Communication MSA University, Egypt; E-mail: basyouni_hamada@yahoo.com

 

 

Global media, Islamophobia and its impact on conflict resolution

Faatin Haque and Mahjabeen Khaled Hossain, Institute of Hazrat Mohammad, Bangladesh; E-mail: ihmsaw@gmail.com

 

 

Islam and media in Iran

Majid Hosseini, P. hd. Candidate in Political Science, University of Tehran, Iran; E-mail: hosmajid@gmail.com

 

  

The War on terror in European media space: From glocalisation to interculturality

Stephen Hutchings, Professor, Department of Russian Studies, SLLC, and Galina Miazhevich, University of Manchester, United Kingdom; Email: stephen.hutchings@manchester.ac.uk

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:16 |
 

 

 

 

Mediated Networks: Engendering Diaspora and Global Citizenship

 

کنفرانس شبکه های واسط : ظهور دیاسپورا و شهروندی جهانی توسط  گروه "رسانه ودیاسپورا" در بخش رسانه، ارتباطات، مشاركت و جماعتِِ "موسسه بين المللي رسانه و پژوهش ارتباطات" در 19 جولای سال جاری در استکهلم برگزار می شود. هماهنگی متخصصان شرکت کننده دراین کنفرانس تحت حمایت دانشگاه لیدز است. 

 محورهای کلی  موضوعی ( عملی /نظری)  در این کنفرانس موارد زیر را دربر می گیرد :

  • تاثیر متقابل  فراملیتی  شدن  و محلی بودن در ارتباطات مربوط به آوارگان
  •  ارتباطات آوارگی و ایجاد هویتهای آواره
  •  استراتژی های برای ارتباطات فراملیتی مربوط به آوارگی  
  • مخاطبان آواره و  سیاستهای فرهنگی
  • مصرف و تولید فرهنگی جوامع آواره
  • ادغام ، تجزیه طلبی فرهنگی  و پیوند
  • مهاجرت و رسانه ها
  • رسانه های مربوط به آوارگان و جایگاه  آنان  در  چشم انداز رسانه های جماعتی

این کنفرانس ازجانب بخش (رسانه ، ارتباطات ، مشاركت و جامعه) در موسسه بین المللی رسانه و پژوهش ارتباطات  برگزتر می شود.این موسسه ، سازمانی بین المللی در زمینه ارتباطات است. 

موسسه بين المللي رسانه و پژوهش ارتباطات(IAMCR)        

                           

موسسه بين المللي رسانه و پژوهش ارتباطات" يك سازمان تخصصي جهاني در زمينه تحقيقات رسانه اي و ارتباطات است . اعضاي اين سازمان به گسترش و پيشرفت جهاني بهترين سنت و روش  در زمينه تحقيقات انتقادي كمك نموده اند .اهداف اين سازمان شامل تقويت و تشويق نسبت به مشاركت محققان جديد، زنان ، نواحي كه از لحاظ اقتصادي محروم هستند، محققاني از آفريقا ، آسيا و كشورهاي جنوبي و مركزي آمريكاست . يونسكو يكي ازآغاز گران اصلي تاسيس اين موسسه وهم چنين تهيه كننده اولين خط مشي آن بوده است و موسسه نيز ارتباط منظم مشورتي خود را با يونسكو حفظ كرده و ادامه داده است .اعضاي وابسته به اين سازمان شامل انجمنهاي تحقيقاتي در زمينه ارتباطات كه به شكل منطقه اي(آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين )فعاليت مي كنند هستند. اين موسسه روابط گروهي با بسياري از ديگر سازمان ها دارد و به عنوان يك سازمان پوششي بين المللي در زمينه تحقيقات رسانه اي و ارتباطاتي مورد توجه قرار گرفته است . از اهداف  موسسه می توان به  موارد زیر اشاره نمود :

·        ايجاد محلي براي تبادل نظر ـ محلي كه محققان و كساني كه درگير مسايل ارتباطاتي و رسانه اي هستند،تا ازطریق این مرکز با يكديگر آشنا شده واطلاعاتي را درباره كارهايشان مبادله نمایند .

·        كمك به پيشرفت تحقيقات و مطالعات منظم و روشمند در مناطقي كه توليدات رسانه اي پخش و دريافت مي شود به خصوص مناطقي كه اين  فعاليت ها در آنها به خوبي پيشرفت نكرده است.

·        برانگيختن علايق در زمينه تحقيقات رسانه اي و ارتباطاتي .

·        اشاعه اطلاعات درباره نتايج تحقيقات ، روش ها و نيازها نه تنها براي محققان بلكه براي كساني كه در رسانه هاي گوناگون مشغول به كار هستند و كساني كه مسئول سياست هاي ارتباطاتي هستند .

·        تلاش براي بهبود تحقيقات رسانه اي و ارتباطاتي ، سياست ها ، خط مشي ها  به منظور تشويق تحقيق خصوصا در ابعاد بين المللي و ميان رشته اي و براي مبادله اطلاعات درباره عملكردها و موقعيتهایی  كه مي تواند به بهبود كيفيت كارها و تحقيقات رسانه اي و ارتباطاتي كمك كند .

·        در اختيار گذاشتن راهكارهايي براي ارايه تحقيقات مناسب به منظور بهبود و پيشرفت آموزش و تربيت روزنامه نگاران و ديگر متخصصان رسانه اي .

فعاليت هاي موسسه شامل بخش هاي  زير است :

·        توليدات  و مصرف رسانه اي .

·        رسانه ، ارتباطات ، مشاركت و  جماعت .

·        قوانين و سياست هاي رسانه اي  و ارتباطاتي .

·        آموزش و روزنامه نگاري.

·        طرح موضوعات ميان رشته اي.

رسانه و آوارگی

 

  در بخش مربوط به رسانه، ارتباطات، مشارکت و جامعه  زیر گروهی با نام رسانه و دیاسپورا ( آوارگی ) دارد که هدف این بخش بررسی نقش گروه های آواره  در تولید و مصرف رسانه ای در ابعاد گوناگون است که شامل موارد زیر می باشد :

  • نقش فرهنگ  و  تجربه های پراکنده
  •  دخالت  تکنولوژی های نوین اطلاعاتی 
  • طبیعت جوامع آواره  پراکنده جهانی        

 

 این بخش  با تولید و مصرف رسانه ای  توسط جوامع  آواره و پراکنده در سطح جهان  در ارتباط است . دراین بخش از موسسه، روابط در حال تغییر میان آوارگی و جهانی شدن به  لحاظ  فراملیتی شدن رسانه و  شکل دهی دوباره به فضا، مکان و فرهنگ  که نقشی تاثیرگذار در  زندگی روزمره  جوامع آواره  دارند، بررسی می گردد.

  نکات قابل توجه  در این زمینه شامل  تاثیر متقابل فراملیتی شدن  و محلی بودن در جوامع  آواره ، جوامع آواره و هویت ، مخاطبان و سیاست های فرهنگی مربوط به آوارگی ، مصرف و تولید فرهنگ مربوط آوارگی  و تنش میان  ادغام ،  تجزیه طلبی  فرهنگی  و پیوند  است . 

آوارگان ، جهانی شدن  و رسانه ها

مهاجران، پناهندگان، مقیمان، تبعید شدگان ، غربت نشینان و به ویژه  آوارگان - کسانی که خارج از سرزمین واقعی  خود و یا  شکل  سرزمینی که در نزد خود مجسم نموده اند زندگی می کنند -  برنامه ریزی زبانی و فرهنگی مشخص خود راهم در منابع جهانی و هم در منابع محلی  مشخص مینمایند و به طور کلی  از رسانه ها  برای این برنامه ریزی ها در راه های نوین و جالب  بهره می برند . حتی آنها گاهی  شبکه های رسانه ای نوین و موسسات رسانه ای را  تشکیل می دهند و  به تولید و توزیع  محتوایی که تجربه های  آوارگی آنها را منعکس می سازد مشغولند . این جریان  ارتباطی میان رسانه ها و مردم  بر پایه ای جهانی  معانی را برای  رسانه های ملی و فرهنگها  ایجاد مینماید .بنابراین رابطه میان  آوارگی و جهانی شدن  به عنوان پیامدی از فراملیتی شدن رسانه ها ، روند شکل دهی دوباره ازفضا، مکان و فرهنگ  که بر زندگی روزمره جوامع آواره تاثیر به سزایی دارند، افزایش یافته و تقویت می شود .رسانه های الکترونیک، رسانه های قدیمی و جدید  به طور فزاینده ای  میان تولید گران  و مخاطبان  فراتر از مرزهای ملیتی ارتباط برقرار می کنند .

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:30 |

 

                                 

 

 این مجله بین المللی با تمرکز برنقش فرهنگ درساخت، درک و انتقال واقعیت انتشار می یابد. هدف این مجله توسعه آگاهی از تاثیرمتقابل میان زبان وفرهنگ در ارتباطات است. 

تنوع مدیریتی اکنون به عنوان یک مسئله که مردم زیادی را به طورفزاینده  درکنشهای متقابل ارتباطی با افراد دیگری که دارای زبان،فرهنگ وپیشینه های فرهنگی متفاوت هستند درگیرساخته است قابل بررسی است. این کنش های متقابل در تجارت، آموزش، رسانه ها، توریسم و هم چنین ازطریق مهاجرت و تضادهای سیاسی  نمود می یاید . این مجله بحث وتبادل نظری جالب که متمرکز برتجربه پژوهشگران و دانشگاهیان و تحلیلهای آنان پیرامون زبان ها و فرهنگ های گوناگون و این که چگونه تضادهای میان فرهنگ ها و زبانهای گونه گون قابل مدیریت است را فراهم می آورد.

هدف این مجله بین المللی ترویج تحقیق، آموزش و تعلیم  در ارتباطات  به وسیله زبانها، مدلهای فرهنگی، تضادها و ارتباطات میان فرهنگی است . مقالات  این مجله ازموضوعات قابل بحث ومطرح درزمینه ارتباطات بین فرهنگی تشکیل شده است . اولین شماره این مجله که درسپتامبر 2008 منتشرخواهد شد شامل مصاحبه ای با  اندورچسترمن و مونا بیکر( و بحث پیرامون نظرات وی درتضاد و وساطت  فرهنگی است ).

 برای آگاهی بیشتر ازاین مجله می توانید به  این سایت مراجعه کنید .

 

 www.cultusjournal.com

 

 

 

 یکی از قدیمی ترین مجلات که از دهه 1970  پیرامون موضوع ارتباطات بین فرهنگی منتشر میگردد مجله بین المللی  روابط بین فرهنگی است .هدف این نشریه که وابسته به آکادمی بین المللی تحقیقات بین فرهنگی است ، توسعه  دانش و فهم  از تئوری، عمل وتحقیق در روابط بین گروهی است .

                                                 

 

 مطالب این مجله حول محور پیشرفت های نظری،بحثهای تجربی ازتشابهات و افتراقات فرهنگی و نگاه انتقادی به رویکردهای آموزشی جدید است .مقالاتی که برای انتشار در این نشریه انتخاب می شوند با این مقیاس مورد داوری قرار می گیرند که به چه میزان به افزایش فهم از اضطراب و فشارهای عصبی بین گروهی و یا سازگاری بین گروهی منجر می گردد.

 

 با توجه به اهمیت  ارتباطات بین فرهنگی در جهان امروز و حتی در ایران که شامل اقوام گوناگون و حتی  ادیان مختلف است شایسته به نظر می رسد مجلاتی در این حوزه منتشر شوند تا با بحث و تبادل نظرهای علمی راهی برای جلوگیری از بروز اختلافاتی که تنها ناشی ازعدم درک فرهنگ متقابل و یا اقوام گوناگون در ایران است، باشند .

            

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:44 |

 

                                                     Go to fullsize image

 

بمبي در يكي از شهرهاي آمريكا منفجر مي‌شود، نخستين كسي كه مقصر شناخته مي‌شود، كيست؟هنگامي كه واژه‌هاي «تروريست‌هاي متعصب»، «بنيادگرا» و «افراطي» دررسانه ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند، نخستين نامي كه بيشتر به ذهن مي‌آيد، چيست؟ «بنيادگرايان»، «تروريست‌ها» و «افراد افراطي» می تواند به هر گروهی و یا هر دینی  تعلق داشته باشد اما  نخستین واژه ای که در ذهن هر آمریکایی به ذهن می آید مسلمان است .یک مسلمان افراطی.

 

(تامپسون، 1993) معتقد است «بسياري از اهالي آمريكاي شمالي، عرب‌ها را نه از روي تجربه‌ي شخصي، بلكه توسط نمادهايي كه ذهن ما را با تصاوير منفي تخريب مي‌كند، بازمي‌شناسند.» 

 پندارهاي قالبي راجع به مسلمانان «به وسيله‌ي سياست‌هاي بين‌المللي تقويت مي‌شوند و رسانه‌هاي گروهي هم به طور بصري و هم در متن‌ها، آن را تداوم مي‌بخشند و آمريكايي‌ها از «مارك تواين» تا «والت ديزني» در ادبيات و فيلم از آن حمايت كرده‌اند». (جكسون، 64: 1996). (به نقل از سایت باشگاه اندیشه )

 این تصاویر کلیشه ای پس از مدتی به مبنایی برای قضاوت هایی از دیگری مبدل می گردند و آنجا است که هراس از دیگری  در ذهن نقش می بندد .

 اسلام هراسی  نیز نوعی هراس از دیگری است دیگری که دینش ، جهان بینی اش و خلاصه مبنای اعتقادی  وعملی اش با من متفاوت است و گاهی همین تفاوت  به مبنایی برای هراس از وی تلقی می شود .

 

 اسلام هراسی

 

  "اسلام هراسی" نوعی نگاه منفی به دین اسلام ومسلمانان است در این دیدگاه به اسلام به عنوان دینی خشن وسراسر جنگ نگریسته  می شود و به مسلمانان  به عنوان تروریست هایی بالفطره. اسلام دین جهاد است و مسلمانان به عنوان تسلیم شدگان به خداوند حاضرند تا درراه او به جهادعلیه دشمنان اسلام و مسلمین بپردازند و دراین طریق ازجان خود نیزخواهند گذشت و به انواع اقدامات خواهند پرداخت تا جهان را از دشمنان اسلام بزدایند. این دیدگاه به مسلمانان نگاهی کاملا منفی دارد تا جایی که موجب  گردیده بسیاری از مسلمانان  درمعرفی خود، هویت دینی شان را کتمان نموده تا از نگاهی منفی به خود مصون مانند  .  

                                       

            

اسلام هراسی پس از حادثه 11 سپتامبرو حملات تروریستی پس از آن به موضوعی  داغ درمحافل سیاسی تبدیل شد و پس ازآن نوعی نگرشی منفی به اسلام و مسلمانان رایج گشت تا آنجا که تبدیل به کلیشه ای  منفی از دین اسلام و مسلمانان در جهان شد.   به نظر می رسد نگاه و نگرش منفی به دین اسلام، آموزه ها و پیروان آن تماما از "بدفهمی ها" و"نا فهمی هایی "نشات می گیرد که با گفت و گویی دو جانبه و بین ادیان بر طرف نگردیده است . تفاوت در آموزه های ادیان جهانی بسیار است  تا جایی که برداشت های گوناگونی می توان از آن داشت .اگر در اسلام  جهاد در راه حق تکلیف است این تکلیف  درنگاه دیگری، به عنوان وظیفه ای تلقی میشود که باید در مسیر آن هر کس و هر جریانی را نابود نمود و بنابراین ازدین اسلام  به عنوان مسیری یاد می شود که تنها با جهاد پیش می رود و مسلمانان نیز جهادگرانی اند که هر که را در طی مسیر با آنها مخالف است و یا همسو نیست به هلاکت می رسانند.

 این نوع برداشت ازدین اسلام تنها درنوع نگاهی است که دردرک "جهان بینی  اسلامی" موفق نبوده و یا شاید از پس دریچه ای که خود می خواهد بدان نگریسته و تفسیری "خود خواسته"، از آن نموده.

 

 

 اسلام هراسی را هم چنین می توان براساس فرهنگ های دوقطبی نیز بررسی نمود .
 

مبانی اسلام برای غربی ها کاملا پوشیده است و تصورهای ظاهری از کشورهای اسلامی تضادهایی را در مورد این دین ارائه می کند: رهبران مذهبی متعصب و سخت گیر دستور می دهند،  شتر سواران  سجاده خود را در بیابان ها پهن  کرده و دعا می کنند.  شاهزاده تحصیل کرده ای  سرمایه گذاری بین المللی را مورد بحث قرار می دهد و آزادی خواهان ملی پر شورخواستار مساوات و محکومیت ارزشهای غربی هستند.

 
 
Particularist cultures vs. universalist cultures 

فرهنگ های خاصگرا که بیشتر به فرهنگهای جوامع شرقی نزدیک تراست  از آن روکه در این فرهنگها انتظار افراد از یکدیگر بر اساس روابط نزدیک و دوستانه است و حتی در این فرهنگ انتظار می رود که  افراد با همکاران خود نیز رابطه ای دوستانه داشته باشند،  درصورتی که  در فرهنگ های  عمومی  که بیشتر در جوامع غربی رایج است ، این تصورو انتظار وجود دارد که تمامی افراد به شکلی یکسان و بر اساس استاندارهای رایج و اغلب قانونی رفتار قابل قبول و یا غیر قابل قبولی انجام دهند به نظر می رسد در زمینه اسلام هراسی ما با نقش پررنگ فرهنگ های عمومی مردم غرب روبروییم و از آنجا که غربیان به تمامی مسلمانان به یک دیده و یکسان می نگرند و در زمینه  ترورها و یا عملیاتی که بر ضد آنان و از سوی گروهکی مسلمان صورت می گیرد  آن را به تمامی  مسلمان نسبت می دهند می توان این تصورعمومی  را که به تمامی مسلمانان وجود دارد  مشاهده کرد ( Groff, 2002) به نقل از یاراحمدی ( در ارائه کلاسی ).

            

   رسانه ها و تشدید اسلام هراسی

 

 

 

 

 با رشد رسانه های جهانی به عنوان "پایگاه های بازنمایی واقعیت"،امروزه ما با تصاویر بازنمایی شده بسیارمنفی ازاسلام روبروهستیم.

رسانه های جهانی که ازسوی ابرقدرتهای جهانی رهبری می شوند تصویری نه چندان شایسته وحتی دور از   ازواقعیت از اسلام  ارائه میدهند .

تصویر چریک های مسلمان که درپی اقدام به بمبگذاری هستند، تصاویر روحانیونی که رهبران جریان های تروریستی هستند، مردان خشنی که به زبان عربی تکلم میکنند و به انواع تجهیزات جنگی و نظامی مجهزاند و همگی این ها در پی مبارزات عظیم و کاملا سازماندهی  شده بر علیه غرب و آمریکا هستند . این ها تصاویر غالب در فیلمهای هالیوودی به عنوان امپراطوری فیلم درجهان است . رسانه های خبری هر روزه در اخبار خود خبر ازعملیات انتحاری در لبنان و یا فلسطین را میدهند و یا بمب گذاری هایی که اغلب توسط گروهک های تروریستی مسلمان به وقوع پیوسته .

  اسلام هراسی، اسلام گریزی واسلام وحشت در تمامی این تصاویر موج می زند .  تصویر بازنمایی شده نه چندان حقیقی از اسلام،  اکنون موجب آن گردیده که این تصاویر حالتی واقعی به خود بگیرد، تصاویر رسانه ای در ذهن میلیون ها تن از افراد جهان نقش بسته. این تصاویر اگرچه با واقعیت فاصله زیادی دارند  اما در جهان امروز که رسانه ها برای ما واقعیت را می سازند  به تصاویر واقعی تبدیل گشته اند  .

 

 

امروز رهبری اذهان با رسانه ها است و آنها  به عنوان منابع حقیقت نگریسته میشوند و به تعبیر نیل پستمن  "ما واقعیت را... آنگونه که هست نمی بینیم بلکه آن گونه می بینیم که زبان هایمان هستند و زبان های ما رسانه های ما هستند ورسانه های ما استعاره های ما " (کاستلز ۱۳۸۰).  البته نباید از ذکر این نکته  غافل شد  که حمله القاعده به عنوان گروهک تروریستی مسلمان به برج‌های دوقلوی مركز تجارت جهانی به این جریانات شکل سازماندهی شده بیشتری  داد.

 شاید حضورمسلمانان درپس زمینه این واقعه خود موجب این نگاه  منفی به اسلام شد. گروهی ازمسلمانان(یا بهتر است بگوییم مسلمان نماها) با اقدام تاریخی خود تصویری منفی ومخدوش از اسلام را بر جای گذاشتند . تصویری هراسناک که  این بار نه تنها این گروه بلکه  تمامی مسلمانان را در بر می گیرد.  غربی ها به مسلمانان  با نگاهی تردیدآمیز مینگرند  آنها هر لحضه درپی تهمت زدن به مسلمان برای انجام اقدامات انجام نداده هستند .  کلیشه های منفی نسبت به اسلام هر روزبیشتر می شود  در هر منطقه از جهان که اقدامی تروریستی انجام می گیرد اولین گروه مضنون مسلمانان  هستند .

آیا به راستی تمامی  مسلمانان  تروریستند  آیا همگی آنان در پی مبارزه افراطی با غربند  . آیا  اسلام  تنها دین خشونت ، قتل ، نابودی  و تاراج است  . به راستی  کدام تصویر ازاسلام درست است آن تصویر مقدس که درقرآن روایت گردیده و یا تصویری که امروزه  وجود دارد . اسلام دین رحمت و یا  دین خشونت . کدام یک ؟

 

 اسلام هراسی و گفت وگوی بین ادیان   

 

                                         

               

این مسئله را از زاویه دیگری نیز میتوان نگریست شاید دین اسلام به خوبی توسط مروجان تشریح نشده و یا بازهم روایت هایی خود خواسته که تنها به نقل جنگ های اسلام  و سربازان  از جان گذشته آن که در راه پیروزی اسلام  حاضر بودند دست به هر اقدامی بزنند پرداخته، تصویر ملکوتی آن را خدشه دار نموده است ویا شاید مسلمانان با رفتارهای خود تصویری شایسته از اسلام ارائه نکرده اند. بی شک تصویرمنفی از اسلام درغرب بدون زمینه نبوده است و مسلمان نمایانی که برای اهداف شخصی خود ونه با هدف حفظ وحتی گسترش اسلام  دست به اقداماتی ویرانگر زده اند جلوه ای مخدوش به اسلام داده اند. اسلام  که به عنوان آخرین رهنمون برای زندگی بشر از جانب خدواند  توسط محمد (ص ) گسترش یافت  به منزله طریقی است که با به کاربستن آن آدمی هم سعادت این جهانی را خواهد داشت و هم سعادت آن جهانی را .  به راستی این جهانبینی میتواند آموزه هایی مرگبار را در میان پیروان خود بگستراند ؟آیا آخرین رهنمون ها از جانب خدا رهنمون هایی که است که به نابودی بشر دستور داده؟ به راستی این چنین نیست .  اسلام به عنوان دینی جهانی وبا پیروانی عظیم  دین رحمت  و مهربانی است . تصویر غلط که به اسلام هراسی  منجر شده تنها تصویری است که  عده ای ازغربیان از اسلام دارند و آن نیزبه واسطه وقایع چند سال گذشته است .  اسلام هراسی اکنون جریانی  است که در صورت  گسترش ، اسلام  رابه دینی همراه  با پلیدی ها مبدل خواهد ساخت . در واکنش به این پدیده در حال رشد، مسلمانان باید با هم اندیشی جهانی خود از اسلام تصویری دوباره بیافرینند وبا اقدامات خود که بر اساس آموزه های راستین اسلام است تصویرهولناک آن را به تصویری رئوفانه مبدل سازند .  این اقدامات با گفت و گوهای بین ادیان مسلما حرکتی روبه جلو خواهدداشت .

درطی سالیان اخیر که مسئله اسلام هراسی به موضوعی رایج درمحافل سیاسی و مذهبی تبدیل شده است، برگزاری همایش هایی در این زمینه رشد قابل توجهی داشته است . همایش بین المللی "اسلام هراسی" در استانبول ترکیه با هدف دفاع ازاسلام، مبارزه با علل هجوم رسانه ها علیه اسلام و مسلمانان،علت اهانت به اسلام ازسوی روزنامه ها ونشریات، افزایش سیاستهای خصمانه با اسلام بعد ازحادثه 11 سپتامبر، توقف اسلام هراسی، تفرقه و نژاد پرستی، تبیین مفاهیم اسلام و تأسیس مرکزی برای مبارزه با این پدیده و ارائه راهکار برای این مشکلات به عنوان یکی از کنفرانس های قابل توجه  درباره این مسئله به شمار می آید .( http://www2.irna.ir )

هم چنین وزارت امور جوانان و ورزش جمهوری آذربایجان در تابستان سال آینده کنفرانسی مشابه و بین المللی با موضوع " هراس از اسلام "و"تبعیض مذهبی"  بر گزار خواهد کرد. (http://news.trendaz.com)

تمامی این مسایل به اهمیت این موضوع برای مسلمانان اشاره دارد . مسلما  نگاهی که اینک در جهان غرب به دین اسلام وجود دارد برای مسلمانان نیزخوشایند نبوده و آنها با برگزاری چنین مجامعی سعی در تعدیل و کاهش این مسئله دارند .

  درجهان امروزکه ارتباطات بین فردی وارتباطات بین گروهی به ارتباطاتی جهانی تبدیل شده بدون "مفاهمه" و"گفت وگویی هدفمند" که  مورد نظر هابرماس  است نمی توان به جهانی همراه با صلح امیدوار بود. هابرماس معتقد است که ستایش یک جانبه اقتدار، تعصب و سنت ممکن است به دقت مانع گفت و گویی آزاد برای رسیدن به تفاهم باشد.جریان های گوناگون باید با  فهم اینکه هریک دارای پس زمینه هایی هستند، با یکدیگر وارد گفت و گو گردند ( آزاد و لاجوردی ، 1382). حال با بهره گیری ازنظرات هابرماس می توان گفت ادیان جهانی نیز باید وارد گفت گویی هدفمند شوند و با آگاهی از اینکه هر یک شیوه ای الهی را با پیش فرضهای گوناگون ارائه میدهند در صدد برآیند تا آموزه های الهی را که در ادیان گوناگون با روش های گوناگونی روایت گردیده به هم نزدیک سازند. در جهان امروز برای  جلوگیری و بر طرف ساختن  تصورات کلیشه ای از ادیان، جهان به چنین گفت وگوهایی نیازمند است . اگر اسلام هراسی به عنوانی جریان پیشرونده  با گفت و گوهای بین ادیان حل نشود باید گفت  که تمدن جهانی  با علامت سوالی بزرگ  مواجه خواهد شد .   

 

 منبع

 آزاد، تقی  و لاجوردی، هاله (1382) هرمنوتیک : بازسازی یا گفت و گو ، نامه علوم اجتماعی ، شماره 21، صص 112-93

کاستلز ،م ،1380 ، عصر اطلاعات : اقتصاد ، جامعه و فرهنگ ؛ ظهور جامعه شبکه ای (جلد یک) مترجمان  احمد علیقیان  و افشین خاکباز، تهران : طرح نو

 

 Groff.L,2002,Intercultural communication interreligious dialogue and peace in                                                                                      FUTURES,No 34, pp 701 - 716     

http://www2.irna.ir

http://news.trendaz.com

  

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در دهم فروردین 1387 و ساعت 22:29 |

 مهاجرت : عزیمت از خانه یا منزل ؟!   

                                           

 عزیمت ازمکانی به مکانی، ازاندیشه ای به اندیشه ای همگی نوعی مهاجرت است؛ حال فیزیکی باشند یا روحی وغیر فیزیکی. هدف رفتن است، حالا ازکجا به کجا و ازچه به چه چندان فرقی نمی کند. فرق آن جاست که با این عزیمت هویتت چقدردگرگون شود مهم" دگرگونی" است. وقتی در خانه ات درایران نشسته ای و احساس می کنی تو یک ایرانی نیستی و درعوالم خودت یک غربی هستی، مانند یک غربی غذا می خوری، فکر می کنی و تلویزیون خانه ات سالها است که به خود یک شبکه فارسی را ندیده، یعنی مهاجرت کرده ای تو در ایرانی  اما روحت یک ایرانی نیست هویتت دیگربوی ایرانی نمی دهد حرفهایت ازجنس دیگری است فکرهایت، ذهنیت. تو مهاجری مجازی هستی جسمت دروطن است ولی روحت سالهاست که پرواز کرده.

 

مهاجرت رابه سه نوع مهاجرت واقعی، مجازی و مجازی – واقعی تقسیم کرده اند(عاملی ،1386) .

 معنی مهاجرت واقعی راهمگان می دانند نقل مکان ازجایی به جایی دیگر،رفتنی باجسم، شاید روح کمی بعدتربه این جسم ملحق شودهنگامی که با مهاجرت، ذهن و فکر نیز مهاجرت می کند در این هنگام است که مهاجرت واقعی و مجازی یکجا با هم صورت می گیرد .مهاجرت های فیزیکی اغلب با مهاجرتهای مجازی نیزهمراه هستند و آن هنگامی است که فرد نه تنها نقل مکان جسمانی می کند بلکه به همراه این نقل مکان فیزیکی، فکرو هرآنچه ذهنیتش را تشکیل می دهد نیزعزیمت می کند به جهانی با ارزش هایی دیگر. ارزش هایش تغییر می کند، نوع نگرشش به زندگی، جهان و آینده دیگرهمان نگرشی نیست که قبل از ورود به کشور مقصد داشته . درکنار این نوع مهاجرت ها نوعی دیگر ازمهاجرت وجود دارد که مهاجرتی ذهنی است و آن هنگامی است که تعلقات ذهنی فرد دیگر مربوط به محیطی که در آن میزید نیست، ارزشهایش درجهت فرهنگ های دیگر سوق می یابد  او در کشورش با ارزش هایی زندگی می کند که ازآن کشوراو نیستند. روایت اولیه نوشتار نشانگر فردی است که مهاجرتی مجازی نموده . 

 

                              

                         

مهاجرت واقعی نوعی تحرک مکانی جمعیت است که بین دو واحد جغرافیایی انجام می گیرد. این تحرک به تغییرمحل اقامت فرداز مبداء به مقصد جدید می انجامد .

(George  ،1976) مهاجرت را نوعی انتخاب می داند که از طرف فرد مهاجر انجام می گیرد . علل وانگیزه این انتخاب هر چه باشد نتیجه ملموس آن تغییر محل اقامت فرد از یک محدوده جغرافیایی به محدوده دیگراست (زنجانی ،1380).

مهاجرت دلایل بسیاری دارد، دراینجا سعی ندارم به ذکراین دلایل بپردازم تنها میخواهم بگویم مهاجرت به هردلیلی یک دگرگونی درزندگی مهاجر است .

 فرد بیگانه درمحیط جدید باید برای درک و کشف روابط  و ظوابط حاکم بر جامعه تلاش فراوانی به کار برد و امکان تفاهم متقابل بین اعضا و افراد یک گروه اجتماعی مشروط به این است  که خود آگاهی و یا بهتر بگوییم ، ساختارهای هویتی آنها  و ساختارهای  واقعیت اجتماعی، برهم تطابقی، هر چند نسبی، داشته باشد و یا به زبان جامعه شناسی، در یک سطح تجربی قرار داشته باشد . از آنجا که هویت فرد بیگانه ، درفرهنگ دیگری شکل گرفته، مستمرا با مشکلات وکمبودهایی مواجه می شود، واقعیت اجتماعی در مقابل چشمان اوست، اما یا از آنجا که  مه چیز را نمی بیند و یا اگر دید قادر به تعبیردرست وقایع نیست ازنظر اجتماعی نابیناست .فرد درجامعه ای که منطق دیگری درآن غالب است دچار استیصال می شود (باستانی، 1382). مهاجر با ورود به کشور مقصد با مشکلات بسیاری روبرو است که یکی ازعمیق ترین این مسائل، مسئله هویت اوست.

 بورک(1991) به نقل از(عاملی،138۲) هویت را مجموعه معانی می داند که چگونه بودن را درخصوص نقش های اجتماعی به فرد القاء می کند و یا وضعیتی است که به فرد می گوید او کیست و مجموعه معانی را برای فرد تولید می کند که مرجع کیستی و چیستی او را تشکیل می دهند . حال با ورود به جهانی جدید "ریشه های  زندگی ،روش ها ومنش های زندگی که با هویت گره خورده اند" (عاملی 1382)و فرد مهاجر با آنها در کشورخود خو گرفته بود  چهره ای دیگر به خود می گیرند، روشهای زندگی که شامل اموری چون آداب و رسوم ،خوردن غذا،اوقات فراغت ،تفریحات و سرگرمی ها، مذهب و حتی روابط اجتماعی می شوند درعزیمت یک فرد به کشوری با فرهنگی متمایز تغییر خواهند کرد حال هویت او چه خواهد شد، تعلقاتش به گروه هایی که در آنها عضو بوده ، به هنجارهایی که بدان ها پایبند بوده ، نوع پوششی که سالها به آن عادت کرده  و... .

(گیدنز، 1381) سه مدل را دررابطه با مهاجران و رابطه اشان با کشورمقصد شرح داده است .  یکی از این مدلها همانندگردی است به این مفهوم که مهاجران عادات و رسوم اولیه خود را رها می کنند و رفتارهایشان را در قالب ارزشهاوهنجارهای اکثریت شکل می دهند . مدل دوم درهم آمیزی است به جای اینکه سنتهای مهاجران درارزشهای مسلط جمعیتی که از قبل وجود داشته محو شود همه با هم آمیخته شده الگوهای فرهنگی جدید و تکامل یابنده ای  را تشکیل  می دهند. به نظراین مطلوب ترین نتیجه گوناگونی قومی است . مدل سوم تکثرگرایی فرهنگی است در این دیدگاه مناسب ترین مسیر کمک به توسعه یک جامعه حقیقتا چند قومی و چند فرهنگی است که در آن اعتبار خرده فرهنگ ها ی متعدد به رسمیت شناخته شده و هر فرد از هر فرهنگی دیگر احساس در اقلیت بودن نمی کند .

بسیاری ازمهاجران درسالهای اولیه هجرت هویت ملی خود را کم رنگ تر از گذشته احساس می کنند و فرهنگ غالب در کشور مقصد بر آنها غلبه می یابد و دچار نوعی همانند گردی فرهنگی می شوند ودر اثر این درهم آمیختگی ، هویت ملی آنان نیز رفته رفته رنگ می بازد  اما در مقابل بسیاری دیگر نیزدرجهت حفظ هویت ملی وحتی هویت قومی خودهستند وبا پاسداشت ارزشهایشان حتی درکشورمقصد سعی درپررنگ نگه داشتن هویت خود دارند. همانگونه که درابتدا اشاره شد مهاجران با فرهنگ های گوناگون می توانند در کشور مقصد حتی با حفظ این چندگونگی به حفظ هویت های خود بپردازند و درجهانی همراه با تکثرهای فرهنگی بزیند و یا راه دیگری را  انتخاب کنند و آن حل شدن هویت خودی در هویتی بیگانه  است.

 

                            

 

پس ازذکراین سه نوع مهاجرت(واقعی، مجازی و واقعی – مجازی)سعی دارم به عنوان نمونه ای واقعی، به نگرش مهاجران ایرانی پیرامون وطن که دروب نوشته هایشان منعکس شده نگاهی داشته باشم و ازاین دریچه به هویت ملی آنها وانعکاس این هویت درنوشته ها پی برده وبه سنجش این مسئله بپردازم که مهاجران ایرانی با عزیمت از ایران به چه میزان و چگونه سعی درتقویت هویت ملی خود دارند و از چه ابزاری برای انعکاس این هویت بهره می برند.

بدین منظورازگزارشی که ازگفت و گوی وبلاگ نویسان مستقردر تورنتو درسایت بی بی سی  منعکس شده استفاده کرده ام .این گفت و گو میان وبلاگ نویسان مهاجرپیرامون موضوعات وبلاگشان درباره ایران است. به نظرمی رسد وبلاگ به عنوان رسانه ای دردست همگان می تواند درنزد مهاجران به ابزاری  برای" مقاومت فرهنگی" (Gillett، 2007 ) تبدیل شود و آن گونه که (واتز و میترا) معتقدند رسانه ای برای انعکاس صدای اقلیت ها باشد (منتظر قائم و تاتار ،1384) .

بسیاری از وبلاگ نویسان سفرکرده از وبلاگشان چون "منزلی ایرانی" یاد می کنند که دراین منزل می توانند درباره کشورشان، هویت ملی/ قومی خود، تعلقات فرهنگی و هر آنچه آنها را با وطنشان پیوند می دهد صحبت کنند . دراینجا پس ازذکرنظرات وبلاگ نویسان مهاجرپیرامون وبلاگ ومهاجرت وموضوع وبلاگ نویسی انها که اکثرا پیرامون ایران است سعی خواهم کرد ازخلال این گفت وگوها به مسئله هویت و چگونگی حفظ آن از جانب مهاجران بپردازم و نگرش مهاجران رابه ایران موردبررسی قراردهم . تمامی این مطالب نقل قولی از سایت بی بی سی پرشین است.

بهمن کلباسی که وبلاگ شهروند نصف جهانی را می نويسد معتقد است وبلاگ های ايرانيان کانادا به يک هويت مستقل رسيده اند. بخشی ازاين هويت بی گمان ناشی ازاستقرارهويت ايرانی- کانادايی است که در مهاجران ايرانی ديده می شود.

 نيک آهنگ کوثر که دروبلاگش کاريکاتورها و خاطرات خود را منتشر می کند معتقد است که وبلاگ نويسان کانادا مثل طوطی های هندند برای جوانان ايرانی که به آنها نشان می دهند چگونه می شود از قفس آزاد شد.

بهرنگ فروغی که  در وبلاگ عمدتا انگليسی خود ماهی سياه کوچولو اصولا به مفاهيم مشارکت در توسعه می پردازد  و معتقد است تجربه وبلاگ  نويسان می تواند به دموکراسی کمک کند و خود او در اين مسير قلم می زند.

 بهمن کلباسی هم که می گويد مناسبت انتخابات در ايران باعث شده که سياسی تر بنويسد

سلمان پورمجيدی که متخصص کامپيوتر است و يک سالی است به انگليسی وبلاگ می نويسد، ديد اجتماعی تری به وبلاگ نويسی مهاجران دارد. او می گويد مهاجر درسرزمين ميزبان به دنبال محيط آشنايی است که پيوندی با سرزمين مادری او داشته باشد. برای بسياری ازمهاجران اکنون وبلاگ اين نقش رابازی می کند وبه آنها حس پيوند با ايران وتداوم فضای پشت سرگذاشته سرزمين مادری را می دهد.

نازلی کاموری که در رشته مطالعات خاورميانه تحصيل می کند ،می گويد وبلاگ نويسان کانادايی از مهاجرين جديد هستند ومشت نمونه خرواری ازمردم امروز ايران اند؛ ارتباط آنها با ايران حفظ شده و ديد واقع بينانه تری نسبت به مسائل ايران دارند.

بهرنگ فروغی می گويد: "ما نسلی هستيم که دوم خرداد را تجربه کرده ايم." اين نيز به نوبه خود درتاثير گذاری آنها در وبلاگستان فارسی نقش دارد.

 در این گزارش آمده :نسل های پيشين مهاجران ايرانی از طريق نامه و بسته های پستی و گاه تلفن رابطه خود را با وطن حفظ می کردند اما امروزه وبلاگ رابطه مهاجر با سرزمين بومی خود را دگرگون کرده است. مهاجر از طريق وبلاگ ارتباطی مستمر و بی واسطه با اعضای جامعه بومی دارد و می تواند با آنها وارد گفتگو و بده بستان فکری شود.

نيک آهنگ کوثرمی گويد ما سعی می کنيم واقعيت های جاری در ايران را از وبلاگ های دوستان داخل ايران به  دست بياوريم .

وبلاگ به دلیل دليل خصلت دوسويه بودن خود بين نويسنده-خواننده ويژگی دموکراتيک بالايی هم دارد. بهمن کلباسی بر اين نکته نيز تاکيد می کند که  چون وبلاگ فرديت ما را تقويت می کند از اين راه به  دموکراسی کمک می کند. ضمن اينکه در گفتمان جاری بين وبلاگ ها حرف ارزش پيدا می کند و انتقاد به معنای دشمنی نيست.

ولی او فکر می کند که: "ما در هر حال از فضای ايران عقب می افتيم و اگر از دوستان خودمان هم عقب نمانيم از مسائل عمومی اجتماع دور می افتيم و در يک فضای بين خودمان محصور می مانيم."

سلمان پورمجيدی می گويد وبلاگ ازدنيای شخصی شروع می شود و به عرصه عمومی می رسد.  او به رابطه وبلاگ و مهاجرازيک زاويه ديگر نگاه می کند و می گويد: " مهاجران با نوشتن وبلاگ درجامعه ميزبان محصورنمی مانند درحالی که نسلهای پيشين ارتباط شان با سرزمين مادری قطع می شد و درجامعه جديد محصور می ماندند."

 درپاسخ به این سوال که آيا وبلاگ نويسان مهاجربه اختلاف فضای اجتماعی جامعه ميزبان خود با ايران توجه دارند؟ نگران آن نيستند که وقتی متکی به يک فرهنگ متفاوت ازمسائل خصوصی خود حرف می زنند يا از آيين های دموکراسی، در ايران بدفهمی داشته باشد؟

بهرنگ فروغی با تاييد اين تفاوت ها می گويد: " من سعی کرده ام به اين نکته توجه کنم که دموکراسی دراينجا چگونه متولد شده است و يا اينجا چگونه يک تصميم جمعی گرفته می شود.  من به بومی کردن دموکراسی فکر می کنم نه به  تحميل آن."

در میان وبلاگ نويسان مهاجرکسانی که به هر دو زبان فارسی و انگليسی بنويسند کم نيستند. بهمن اصولا وبلاگ خود را دو زبانه اداره کرده است و نوشته های فارسی و انگليسی را دريک صفحه منتشرمی کند.

بهمن کلباسی هدف از وبلاگ نویسی را با خبر کردن ايرانيان داخل از شرایط خارج از ایران می داند .

نازلی کاموری می گويد او با هموطنان ايرانی خود درد مشترکی دارد که "کمک به توسعه" است. اما او سعی می کند درانتقال اين تفاوت ها اغراق نکند: "من بسيار وقتها منتقد واقعيت های کانادا هم هستم و سعی نمی کنم از اينجا برای مخاطبم بهشت بسازم."

سلمان پور مجیدی می گوید : "من وقتی در فضای فارسی سايبر هستم خود را درايران می بينم."

بهمن کلباسی می گويد ازاين عدم برابری بين دو جامعه ميزبان و سرزمين مادری نتيجه نمی گيرد که او به عنوان يک مهاجر خود را در مقامی می بيند که  بتواند به مردم ايران درس بدهد: "اما اگر بخواهم تجربه ای را منتقل کنم اين است که فهميده ام هيچ تغييری درجامعه به وجود نمی آيد مگر آنکه واحدهای کوچک جامعه تغيير کنند. تا وقتی پدرهای ايران در خانواده رئيس خانواده اند نه عضو خانواده، جامعه ديکتاتوری خواهد بود. آدم وقتی اينجاست می بيند که دستاوردهای متفاوت ناشی از ساختارهای متفاوت جامعه  است."

اما صابره محمدکاشی با تاکيد بيشتر بر زندگی در مهاجرت می گويد: "چيزی که من می خواهم با ديگران تقسيم کنم و سهيم شوم اين است که تجربه مهاجرت تجربه سهمگينی است. درايران که هستی فکر می کنی اگرمهاجرت کنی چه امکاناتی پيدا خواهی کرد. اما اينجا که می آيی می بينی چالش های زيادی روبروی تو هست بويژه به عنوان يک زن. من دوست دارم از اين تجربه مهاجرت بگويم"

                                                     

مهاجران وبلاگ نویس با ارتباطی دوسویه از طریق رسانه ای تعاملی درصدد برقراری هر چه بیشتر با ایران هستند، وبلاگ برای آنان به عنوان  مکانی تلقی می شود که میتوانند  بگویند ما ایرانیان مهاجر هنوز به فکر ایرانیم، رفتن از ایران  ما را تنها به شکلی فیزیکی از آن جدا ساخته درحالی که ذهنمان هنوز درگیر ایران است درگیر خوبی هایش ، کمبودهایش و هزاران مسئله ای که به ایران مربوط است .   

ازنوشته های وبلاگ نویسان مهاجرپیرامون ایران می توان پی برد آنها دروبلاگ خود به ایران ومسائل مربوط به آن ( بومی کردن دموکراسی در ایران ، انتخابات و توسعه ایران ) اهمیت می دهند ومسایل ایران برای آنها مهم است انها حتی ازطریق وبلاگ می خواهند جوانان ایرانی ازمشکلات مهاجرت با خبر سازند آنها در وبلاگشان به نقد جامعه مقصد نیز می پردازند.

وبلاگ نویسان مهاجر رابطه خود را با ایران حفظ کرده اند و وبلاگ را پیوندی با ایران می دانند نوشتن وبلاگ به ایرانیان مهاجر این امکان را می دهد ارتباطشان با سرزمین مادری قطع نشود و نوعی حس بودن درایرن را به آنها می دهد. نوشته های مهاجرین دروبلاگ هایشان به تداوم بودن درایران کمک می کند. مهاجرین وبلاگ می نویسند تا نشان دهند هنوزخود را یک ایرانی احساس می کنند و هنوزهویت ملی  آنان پررنگ است تا آنجا که ایران را فراموش نکرده اند، مهاجرت واقعی آنان شاید هنوزکاملا به مهاجرت مجازی نیانجامیده  آنها  به ایران پایبندند وایران هنوز دغدغه آنان است وجزئی ازتعلقات آنان به حساب می آید. گرچه  نمی توان  این امر  را به تمامی مهاجران  تعمیم داد و این نظراتِ تنها، بخشی از آنان  است ،امامی توان به این نظرات و عقیده آنان  پیرامون ایران امیدوار بود. 

ما قادر به زندگی بدون ايران نيستيم ونخواهيم بود

ايران با ماست ... ما ديوانه ايرانيم ... صد ها بار news.gooya.com را چک می کنيم ... از مردم درون ايران بيشتر روزنامه ايرانی می خوانيم ... موقع انتخابات از مردم درون ايران بيشتر حرص و جوش می خوريم ... دعای ربنای رمضان در وبلاگها ما را ديوانه می کنه ... بارها خاطرات ايران را مرور می کنيم ... برامون مهمه الان ايران سرده يا گرم؟ ... پاييزه يا بهار؟ .... مردم خوشحالند يا ناراحت؟ ... عاشق دوربينهای کنترل ترافيک تهران هستيم ... هر چند وقت يک بار به ايران سفر می کنيم و در تمام روزها و ماههای بعدش با سرخوشی اون به کارهامون ادامه می ديم ... هرچند به روی خودمون نمیاريم ، اما يک چيز را خوب می دونيم: ... ما ديوانه ايرانيم ..." http://www.globalpersian.com/salman/weblog.html ( این نقل قولی از وبلاگ یک مهاجر است)

آیا تمامی مهاجران اینگونه فکر می کنند گرچه نمی توان این احساسات را تعمیم داد اما برای نمونه که شده می توان احساسات دسته ای مهاجران را درباره وطنشان به تصویر کشید .

 

منابع

 

 باستانی ،محمد (1382)  آشنایان غریب : نمونه ای  از زندگی نسل دوم ایرانیان  مهاجر در اروپا ، تهران : انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر.

 

زنجانی ، ح (1380) مهاجرت ،تهران : انتشارات سمت.

 

عاملی ، س.ر (1382) دو جهانی شدن ها  و هویت های همزمان آینده ،ارائه شده  در کارگاه علمی آینده اندیشی ، قابل دسترسی در http://iranwisis.org .

 

عاملی ،س.ر (1386)  مهاجرت  ،جزوه درسی ارتباطات بین فرهنگی .

 

منتظر قائم ، مهدی و تاتار ، عبدالعزیز(1384) اینترنت ، سرمایه اجتماعی و گروه های خاموش ، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی  و ارتباطات ، سال اول  ، شماره 4

 

گیدنز، آ.(1381)  جامعه شناسی ،  ترجمه منوچهر صبوری ،تهران :نشر نی .

 

Gillett,J (2007) , Internet Web Logs as Cultural Resistance : A Study Of  SARA Arts Project , Journal Of Communication Inquiry, Vol. 31,No1, pp. 28-43  .

 

 

www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2005/05/printable/050512_mj-iranian-bloggers-toronto.shtml

  

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 14:57 |

                                         

انتشارات سیج طی دو دهه اخیر تلاش های بسیاری در جهت انتشار کتاب هایی با موضوع ارتباطات بین فرهنگی نموده است تا آنجا که بیش از ۳۰ جلد کتاب و مجموعه مقالات را دراین زمینه به انتشار رسانده است . بدین منظور لازم است تا چند جلد از این کتب که ارتباط مستقیمی با مباحث ارتباطات میان فرهنگی دارد معرفی شود و ابعاد نظری و عملی ارتباطات میان فرهنگی و مباحث عمده مطرح شده در این رشته بیان گردد.  دراین جا من سعی کردم به معرفی سه کتاب از ویلیام بی. گادیکانست استاد ارتباطات گفتاری دانشگاه کالیفرنیا بپردازم وهم چنین به تاریخچه ی نسبتا کوتاهی از کتاب هایی که در سالهای قبل پیرامون موضوعات فعلی منتشر شده اشاره ای داشته باشم.        

  Theorizing About Intercultural Communication                   

                                   

                                   

  

 چندین رویکرد به درهم آمیختگی فرهنگ در نظریات ارتباطات وجود دارد .

دراولین رویکرد، فرهنگ می تواند با روندهای ارتباطاتی در نظریه های ارتباطات  ادغام گردد.

 در رویکرد دوم، نظریه هایی میتواند طراحی شود که چگونگی تغییر ارتباطات را در میان فرهنگ شرح دهد ودرسومین رویکرد  نظریاتی می تواند تولید شود که ارتباطات میان مردمی از فرهنگ های گوناگون را شرح بدهد. 

 درکتاب نظریه پردازی برای ارتباطات میان فرهنگی ویلیام گادیکانست* نظریاتی کلیدی را که میتواند شکل دهنده ارتباطات میان فرهنگی و تاثیرگذاربرارتباطات  میان فرهنگی باشد، گردآوری  نموده است  .

 کتاب نظریه پردازی درباره ارتباطات میان فرهنگی توسط انتشارات SAGE   در سال۲۰۰۴ منتشر شده و یک نمای کلی بی نظیر را از نظریات اصلی که به راحتی مورد استفاده قرارمی گیرند فراهم می آورد  واین مسئله که چگونه این نظریه ها ازساختار مناسب برای تحقیقات بعدی در این زمینه حمایت خواهند کرد، را مورد ارزیابی قرار می دهد .

پیش از این انتشارات SAGE  در سال ۱۹۸۸ کتابی تحت عنوان نظریه هایی درارتباطات بین فرهنگی را منتشر کرده بود که توسط  یانگ کیم و گادیکانست گرد آوری شده است.

 نویسندگان کتاب نظریه پردازی برای ارتباطلات میان فرهنگی ،  افرادی هستند که این نظریات را گسترش داده اند . هر یک از نویسندگان، ارزیابی، توسعه  و کاربرد نظریه را برای فراهم آوردن نقطه نظرات کامل  و جدید  در این زمینه برجسته ساخته اند. در مباحث ابتدایی این مجموعه مقالات  برای فهم  بهتر مطالب مباحثی مطرح گریده است . در مبحث مقدماتی  اهمیت  مطالعه و کاربست  نظریه های ارتباطات آمده است .  

آزمون و اجرا ی هر نظریه ، تاکیدی براثبات این است که چگونه یک نظریه به مرحله عمل در می آید ( اجرا شدنی است ).

در این مجموعه مقالات، چندین فرضیه درموضوعاتی چون مفهوم هم فرهنگی و دیالکتیک فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است.  به علاوه  برای تغییر نظریه هایی که مدت ها پیش مطرح شده است  متون به روز  و جدیدی برنظریات میان فرهنگی مطرح شده است .  

 نظریه پردازی درباره ارتباطات میان  فرهنگی یک متن بسیار مناسب برای رشته های تحصیلی ، ارتباطا ت و مطالعات فرهنگی است . این کتاب شامل مقاله هایی از نویسندگان گوناگون می شود که  گودی کانست آن ها  را در این کتاب گردآوری کرده  است . این کتاب شمال مقالاتی با عناوین زیر می شود: نظریه پردازی درباره ارتباطات میان فرهنگی ، مدیریت هماهنگ از معنا ، نظریه کدهای گفتاری ، نظریه های متمرکز برهویت، نظریه هایی با تمرکز بر ارتباطات موثر و  تصمیم گیری ، مدیریت اضطراب یا عدم قطعیت،  نظریه اسکیمای فرهنگی ، نظریه هایی با تاکید بر انطباق در کنش متقابل  و....

 

              Cross-Cultural and Intercultural Communication    

                                               

 

 این کتاب  که در سال۲۰۰۳ توسط انتشارات SAGE  منشر شده است راهنمایی مفید در زمینه ارتباطات میان فرهنگی و بین المللی است . دومین چاپ این کتاب به ساختار و رشد ارتباطات میان فرهنگی و بین المللی می پردازد .این کتاب با پیش درآمدی از گادیکانست  منبعی ارزشمند برای دانشجویان و اساتید مطالعات ارتباطی است .این کتاب شامل مباحثی چون :

 ابعاد تاریخی برارتباطات بین المللی وبین فرهنگی ،نظریات ارتباطات میان فرهنگی ، ارتباطات فرهنگی ، ارتباطات زبانی و شفاهی (کلامی ) میان فرهنگ ها ، ارتباطات غیرکلامی میان فرهنگ ها ، اثرات فرهنگی بربیان و درک احساسات ، شناخت و تاثیر آن درروابط بین فرهنگی ، موضوعاتی در تحقیق ارتباطات میان فرهنگی و ... .

انتشارات SAGE  هم چنین در سال ۱۹۹۴ کتاب راهنمایی را تحت عنوان ارتباطات بین المللی و ارتباطات بین فرهنگی منتشرکرده بود . گردآورندگان این مجموعه Molefi Asante  ،

William B. GudykunstوEileen Newmarkهستند.

  

 

Bridging Differences

                      Effective Intergroup Communication                             

                                                                                                                                                                                           

 چاپ چهارم  این کتاب  در سال ۲۰۰۳ توسط انتشارات SAGE  بر پایه شماری ازچاپ های پیشین صورت گرفته .هم چنین چاپ جدید این کتاب شامل آخرین تحولات صورت گرفته پیرامون علوم مرتبط به ارتباطات میان گروهی  نیز می شود .  

در چهارمین چاپ این کتاب رویکردهای مهارتی قوی درجهت بهبود ارتباطاتی موثر،میان مردمانی از گروه های گوناگون (فرهنگی، گروه های قومیتی و طبقات اجتماعی) گردآوری شده است .

 گادیکانست  این کتاب را از منظر برقراری ارتباط با بیگانگان نگاشته است و به این مسئله که چگونه عواملی که به عضویت در گروه ما مربوط می شود( مانند عقاید قالبی غلط و متعصبانه از اعضای دیگر فرهنگ ها و  گروه های قومیتی ) موجب  ایجاد بدفهمی در پیام های دریافتی از اعضای گروه های دیگرمی گردد، توجه کرده است . این کتاب  مباحث زیر را دربر می گیرد: برقراری ارتباط با بیگانگان ،فهم تفاوت های فرهنگی ، فهم تفاوت های گروهی ،انتظارات از بیگانگان، توصیف معنای رفتار بیگانگان ، تبادل پیام با بیگانگان ، مدیریت تضادهای بین گروهی ،ساختن  جمعیت هایی با بیگانگان و...

 



* William B. Gudykunst (Ph.D., Minnesota, 1977) is Professor of Speech Communication at the College of Communications, California State University, Fullerton. Bill has written and edited numerous works for SAGE, including the Handbook of Intercultural and International Communication, 2/e, and Bridging Differences: Effective Intergroup Communication, 3/e as well as the best-selling introductory undergraduate texts Building Bridges: Interpersonal Skills for a Changing World (Houghton Mifflin) and Communicating with Strangers: An Approach to Intercultural Communication, 3/e (McGraw-Hill). He is extremely well known in the discipline and is one of its most prolific writers/scholars in the areas of intercultural communication and human communication theory.    

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در هفتم اسفند 1386 و ساعت 21:21 |

  ارتباطات بین فرهنگی و نقش آن در روابط  سیاسی بین الملل

                    

 درعرصه بین الملل، حیات یک کشور در رابطه با دیگرکشورهاست که نمود واقعی می یابد و امروزه نمی توان در عرصه سیاسی خود را خارج از محیط بین الملل دانست و در انزوا به جریان امور کشور پرداخت .

بی شک آگاهی داشتن از تمامی اصول و قوانین کشورهای خارجی اولین قدم در برقراری ارتباط است اما  بنیانی تر از قوانین و پایه های سیاست خارجی هرکشورکه مهمترین امر در ایجاد رابطه ای  دوسویه در امر سیاست است، آگاهی یافتن از فرهنگ و پیشینه های تمدنی یک کشورنیز لازمه ورود به گفت وگویی دوستانه است .این  عامل گاه به صورت خودآگاه، گاه ناخودآگاه، مستقیم و غیر مستقیم تصمیم گیرندگان سیاست خارجی را تحت تاثیر خود قرار می دهد . دانستن فرهنگ یک کشور نخستین قدم در ورود به جهان اندیشه و ارزشهای یک کشور است . سیاست یک کشور نیز بی شک حول محور فرهنگ و سنن یک کشور حرکت می کند و تاثیرپذیری بسیاری از آن دارد .

 

هدف ازذکراین مقدمه کوتاه و شاید غیرعلمی درباب سیاست بین الملل و نقش فرهنگ درآن ، در واقع ورود به سوال و دغدغه ای است که مراهر بار با سفر یکی از سران کشورهای خارجی  به ایران و یا عزیمت رهبران کشورمان به سایر نقاط جهان با خود مواجه می سازد . وقتی آقای خاتمی به فرانسه سفر می کرد این تصویر برایم پررنگ تر شد هنگامی که ضیافت شام یا نهار به خوبی یادم نیست لغو شد، زیرا در فرهنگ پذیرایی غربی ها (فرانسوی ها)" سرو کردن مشروب" یکی از آدابی است که همواره رعایت می شود و این مسئله به یک سنت بدل شده است اما با سفر رئیس جمهور ایران این سنت به کلی لغو شد واصلا موجب حذف ضیافت نیز گردید . این مسئله به کدامین اصل بازمیگردد ؟؟؟

 

احترام به فرهنگ وسنت متقابل ! و یا دانستن رمز فرهنگ های دیگر!

 

                      

شاید فرانسوی ها این اصل رابه خوبی می دانستند که با اجرای عادت همیشگی خود اصلا حضور آقای خاتمی در آن مجلس بر انگیزاننده هزاران سوال باشد و یا خود رئیس جمهور از حضور در چنین مجلسی که به خاطر حضور او برگزار می شود امتناع ورزد و یا شاید سران ایرانی خود با درخواستشان مانع اجرای مراسم تشریفاتی آن هم با سرو مشروب گردیدند . هرچه که بود بالاخره این سفر بدون صرف شام و یا همراه با صرف شام بودن سرو مشروب صورت گرفت و سالها از آن می گذرد تنها نکته ای که درپس زمینه ذهنی من باقی مانده تدابیری است که در این سفر با رعایت مناسبات فرهنگی و مذهبی ایرانی صورت گرفت . آیا ما ایرانی ها نیز به خوبی می توانیم خواسته های فرهنگی دیگر کشورها را در ارتباط با خود در نظر بگیریم ، آیا مضمون ارتباطات مسالمت آمیز میان فرهنگی در روند سیاست خارجی و سیاست بین الملل ما رعایت می شود .

   

                                   

 به طورمثال یک رئیس جمهورخانم دراولین مواجهه با سران ما که اکثر، مردان آن را تشکیل می دهند، چه تصوری از فرهنگ ما خواهد داشت ؟؟؟ آیابرخی از برخوردها را بی احترامی به خود تلقی نخواهد کرد ؟؟؟ و آیا اصلا این گونه برخوردها موجب ساخته شدن تصورات کلیشه ای ازایرانیان نخواهد شد ؟؟؟ 

برای گریز از این مسائل چه باید کرد؟ راه برقراری ارتباطی مسالمت آمیز و به دور از هر گونه شبهه چیست؟                                        

 همه این مسائل به ارتباطات میان فرهنگی ونقش برجسته ی آن باز می گردد .همانگونه که در ابتدا گفته شد نمی توان در انزوا زیست و پیشرفت کرد . لازمه رونق هر کشوری رابطه آن با دیگر نقاط جهان است،برای برقراری ارتباط نیز باید راهکارهایی رااندیشید. 

 آنچه در قدم اول ضروری به نظر می آید آشنایی با فرهنگ های دیگر، دانستن پیشینه های فرهنگی، مذهبی  اعتقادات ملل گوناگون ، چگونگی ارتباط با این فرهنگ ها و در قدم بعدی شناساندن فرهنگ خود و سنتهای رایج در آن به سایر ملل است .

 با آگاهی یافتن از قواعد فرهنگ مقابل و ارزش های آن هم می توان به برقراری ارتباطی هدفمند امیدوار بود و هم می توان جلوی بسیاری از سوءتفاهمات را گرفت .

 

     

+ نوشته شده توسط ساحل فرشباف شاکر در بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:10 |